تبليغاتX
درد
























درد

بخوانید تا بدانید

هرجا سیل اومد و زلزله تو به خودت بالیدی که بی مشکل داری سر میکنی درجایی که به خاطر مردم اگر تا به حال خونت رو داغون نکردم زنبور سیاه!!!!

تا جایی که اومدی گفتی با فیضیه هماهنگ شده برای بلای طبیعی که بعد از اون کلی زلزله و این اواخر هم که سیل اومد پس فیضیه چه غلطی میکرد!؟ چرا جلوی آن را نگرفت بچه پوروی بی همه چیز.

بقدری ازت شاکیم که با لذت سرت را خواهم برید!!!!!!!!!!!!!!

خورشید عمرتون رو به غروب گذاشته. میخوام ببینم کدوم پدرسوخته تو دنیا میخواد جلوی خاموش شدنش رو بگیره!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 21:12 توسط آرش

درد من سکوت من در مقابل بی عدالتیهاست!  

اما تا کی؟ درد من اینکه باید حتما از یک مشت اوباش پیروی کنم تا راحت زندگی کنم.

خیلیها فکر کردن میتونن من از پا دربیارن اما کور خوندن!

فعلا سره پام و روزی هم که بیمیرم تو را هم با خودم میکشم مطمئن باش دشمن!

تو نمیتونی همه را شبیه خودت هزار چهره کنی. من هنوز میگم و مینویسم و تو هنوز داری با بو کشیدن مثل سگ دنبالم میایید اما این هم اندازه ای داره بوقتش تو پوزت میزنم بی مصرف از تاریخ گذشته!!!!

سیل چطور بود؟ چند نفر فدای سرم شدند؟

قربونی زیره پامه!!!!!!!!!

نابودی

 

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 21:6 توسط آرش


آخرين مطالب
» همه چیز رو به نامه خودت ثبت کردی درجایی که کاره من بود نه توی پاپتی
» درد من یکی دوتا نیست درد من...

Design By : Pichak